داستانهای عصر سه‌شنبه

_______________________

 
هیجان کاذب
نویسنده : طاها - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠
 

بعضی‌ وقت‌ها پیش میاد که به‌خاطر مسافرت، یا تعطیلات آخر هفته یا هر دلیلی‌ ۲، ۳ روزی و حتا گاهی ۱ هفته از اینترنت به دورم. هر چند که این موضوع خیلی‌ عذاب آور نیست، اما به هر حال به نوعی ترک عادت محسوب می‌شه. اما قرار گرفتن در چنین موقعیتی، این هیجان رو به همراه داره که آدم با خودش فکر می‌‌کنه، که بعد از این چند روز، وقتی‌ بر می‌‌گرده به زندگی‌ معمولیه تو‌ام با اینترنتش، چقدر ای‌میل جدید، چقدر خبر‌های تازه و چقدر چیزهای غافلگیر کننده انتظارش رو میکشن، و در واقع اون چند روز رو با شور و شوق تجربهٔ بالقوه یک هیجان و یک "اتفاق" سپری میکنه.

بعد از چند روز بر میگردی به اتاقت تو دانشگاه، میشینی‌ پشت کامپیوتر و با چک کردن دونه دونه میل باکس‌هات شروع میکنی‌. اول ای‌میل دانشگاه رو چک میکنی‌ که معمولاً توقع خبر خیلی‌ خاصی‌ ازش نداری، و بعد هم یاهو که همیشه پر از اسپم و چرت و پرته، جی‌میل رو نگه میداری واسه آخر که مقدار هیجان رو حتا از اینی هم که هست بیشتر کنی‌. هم زمان شروع میکنی‌ سایت‌های خبری مورد علاقت رو هم دونه دونه چک کردن، فیسبوک و یاهو مسنجر و اینا رو هم کم کم وارد معرکه میکنی‌.

خلاصه بعد از نیم ساعت تلاش و تقلای شهوانی، بعد از اینکه "تمام جورابهای آویزون شده رو به دنبال یک هدیه پنهان، میگردی"، یه نفس عمیق میکشی و با خودت فکر می‌‌کنی‌ که انصافا هیچ خبر واقعا خاصی‌ نبوده. هیچ و هیچ و هیچ. شایدم مشکل از تو بوده که توقع داشتی خبر خاصی‌ باشه.

 

 


 
comment نظرات ()